انتخاب نقش و دریـافت کارتتشکیل تیم و آماده سازىانجام ماموریت و ثبـت ﮔزارش
انتخاب نقش
نقشت رو انتخاب کن
کارتها رو ببین، با نقشها آشنا شو و بعد یکی رو برای ثبتنام انتخاب کن.
تو دلِ این آفتاب سوزان، هیچی مثل یه لیوان آب خنک به زائرِ خسته جون نمیده. مأموریت تو، نفوذ به قلبِ جمعیت و رسوندنِ آب به لبهای تشنهست. کولهپشتیِ کلمندارت رو بردار و نذار هیچ کودک یا سالمندی تو این مسیر، طعمِ تلخِ گرمازدگی رو بچشه. تو «سقا»ی بامرامِ این میدانِ حماسی هستی؛ پس با خلوص نیت و لبخند، جانِ دوباره به مهمونها ببخش و سقایی کن!
تو چشمِ بینا و گرهگشای این میدانِ میلیونی هستی. وقتی مهمونها تو شلوغی سردرگم میشن، این صدای رسای توئه که مسیرِ درست و خروجیهای امن رو نشون میده. مأموریتت اینه که با صبر و لبخند، ترافیکِ انسانی رو مدیریت کنی، گرهها رو باز کنی و نذاری هیچکس تو این اقیانوسِ جمعیت، احساسِ گمشدگی کنه. «راهنمای زائر» بودن یعنی چراغ راهِ قدمهای خسته باشی.
تو چشم و گوشِ تاریخ در این حماسهی بزرگی! مأموریتت ثبتِ لحظههای نابِ عاشقی، اشکها، لبخندها و خدمتِ بیمنتِ رفقاته. با دوربین یا گوشیت تو دلِ میدان بگرد و «روایتگر» این همدلیِ باشکوه باش تا پیامِ این رستاخیز به نسلهای بعد برسه. تو با قابِ دوربینت، امید و غیرتِ نوجوونها رو به تصویر میکشی و این وداع رو برای همیشه تو قلب تاریخ جاودانه میکنی.
تو طراحِ حماسهی این شهری! مأموریتِ تو اینه که با نصبِ پوسترِ رهبرِ شهیدمون روی شیشهی مغازهها، برافراشتنِ پرچمِ عزا سردرِ خونهها و شابلوننویسیهای دلی تو مسیر، اتمسفرِ شهر رو برای یه وداعِ باشکوه آماده کنی. «فضاساز» یعنی کسی که در و دیوارِ شهر رو با دستهای هنرمندش به حرف مییاره تا قبل از رسیدنِ زائرها، همهجا رنگ و بوی غیرت و میزبانیِ تمامعیار به خودش بگیره.
این نقش، نمادِ اوجِ تواضع و غیرتِ یه نوجوونِ تازهنفسه. مأموریتِ تو اینه که نذاری چهرهی شهر تو این وداعِ باشکوه، زیرِ بارِ زباله کدر بشه. با کیسههای بزرگ، دوشبهدوشِ جمعیت حرکت کن و با احترام زبالهها رو از مهمونها بگیر. تو در لباس «پاکبان»، با این کارِ دلی، هم مسیر رو برای قدمهای زائران امن میکنی و هم درسِ بزرگِ اخلاص و بزرگی رو به همه میدی.
وقتی شارژِ موبایل تموم میشه و زائری خانوادهاش رو تو شلوغی گم میکنه، دلهره عجیبی به جونش میافته. تو اینجا یه «تلفنچی» و ناجیِ آرامشِ آدمهایی! مأموریتت اینه که با پاوربانکها و گوشیِ امدادیت، زائرانِ مضطرب رو به خانوادههاشون وصل کنی و صدای گرمِ رسیدن باشی. تو قراره حلقه اتصالِ دستهای گمشده تو این اقیانوس باشی و لبخند رو به لبها برگردونی.
تو آغوشِ امنِ این بدرقهی تاریخی هستی. مأموریتت اینه که درِ مدارس، مساجد و فضاهای خنک رو به روی زائرانِ خسته باز کنی. با روی گشاده به استقبالشون برو و طوری ازشون پذیرایی کن که انگار مهمونِ عزیزِ خونهی خودت هستن. تو «میزبان» ایستگاهِ آرامشِ این میدانی تا مهمونها دوباره جون بگیرن، نفس تازه کنن و با قدرتِ بیشتری به دلِ مسیرِ عاشقی برگردن.
همون لحظهای که قند خون میافته و خستگی به استخوانِ زائر میرسه، لقمههای پربرکتِ تو معجزه میکنه. با این لقمههای کوچیک اما مقوی، به جنگِ ضعف میریم تا هم زائر جون بگیره و هم شهر غرقِ ظروف پلاستیکی نشه. کولهات رو پر از لقمه کن و نذار قدمهای هیچ زائری سست بشه. تو «سفرهدار» بامرامِ این میدونی که با دستهای نوجوونش، سفرهای به وسعتِ یه شهر پهن کرده.
وقتی نفسها تو شلوغی و دمای کلافهکننده به شماره میافته، این تویی که با اسپریِ آب و یه بادبزن، معجزه میکنی. مأموریتت اینه که مثل یه «گرماشکن» و نسیمِ خنکِ بهشتی، از بینِ جمعیت عبور کنی و حرارت رو از چهرههای برافروخته بشوری. چشمهات رو مثل عقاب باز نگهدار تا با یه پاششِ خنکِ آب و گلاب، نذاری هیچ زائری از شدتِ گرمایِ این تابستونِ داغ از پا بیفته.
تو شیپورِ بیدارباشِ این عملیاتی! مأموریتِ تو قبل از شروعِ مراسم کلید میخوره. باید با همون لحنِ گرم و حماسیِ خودت، به دلِ مدرسهها، مساجد و محلهها بزنی و رفقای نوجوون رو برای به دوش کشیدنِ این نقشهای دهگانه دعوت کنی. «سفیر میزبانی» قراره قلبها رو بیدار کنه و قبل از روزِ موعود، یه لشکرِ بزرگ از تازهنفسها بسازه تا شهر برای این بدرقهی تاریخی، سراپا آماده بشه.
معرفی نقش
اول با نقش آشنا شو، بعد اگر به دلت نشست انتخابش کن.
ثبتنام
مشخصاتت رو وارد کن
نقش انتخابی: انتخاب نشده
✓
ثبتنامت انجام شد
نقش شما ثبت شد. نقش انتخابی تو است.
در حال بررسی محیط اجرا...
ماموریتها
شماره ثبتنامت رو وارد کن
با شمارهای که موقع ثبتنام دادی، ماموریتهای نقش خودت نمایش داده میشه.